گاهی وقتا

 

گاهی وقتا به خودم میگم مسی همه چیز عوض شده چرا؟

وقتی به گذشته و کودکیم فکر میکنم چرا گریم میگیره؟

چرا آدم ها بی احساس شدن؟

چرا اعتقادات مردم ضعیف شده؟ چرا دیگه خدا رو کم تر میبینم و به یادشم؟

یاد معلم کلاس اولم و اون دوران بخیر

یاد برنامه کودکای زمان بچه گیم بخیر

یاد بازی های اون زمان بخیر

حاظرم داشته هام و بدم و برگردم اون زمان

بچه بودیم اما انسان بودیم و خوش و خوشبخت بودیم

هروقت فکرش و میکنم گریم میگیره

ای خداااااااااااااااااااااااا چرا همه چیز تغییر کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


کاش میشد لاغر کنم خیلی لاغر...
بیست کیلو بشم!
ده کیلو بشم!
نه! ... ...
سنگینه براش...
پنج کیلو شم ...


تا دوباره برم رو " پاهای مــامــانم " بخوابم

مادرم دوستت دارم

 

/ 10 نظر / 72 بازدید
علی

سلام ممنون از حسن نظرت ولی اونی که دیدی سوسک نبود بزن دوباره اگه نگفتی خودم بهت می گم

ریحانه

وای باورت میشه دیشب یه عکسایی دیدم که فقط داشتم حسرت میخوردم!!!!!!!!منم گریه میکردم شاید ...حالا نه دقیقا دیشب...ولی کلا بدجور مثه تو حسرت گذشته و بچگی هامو میخورم...شدیدا دلم تگ شده ب یاد بچگی هام...اصلا از الان و خوشم نمیاد از آدماش ...

ریحانه

معصومه جان اون متنی که درمورد زن نوشته بودی؟...بهت پیشنهاد میکنم پستای قدیمی ترمو بخونی حتما ....از دست دادیا ...خوشت میاد مثه بقیه[لبخند][مغرور][گل]آخه چوتن این وبم جدیده پست ندارم زیاد ک طول بکشه[گل]

علی شیر محمدی

اگر دوست داشتن مادر تنها درنوشتن باشد باید پیش قلم سر فرو د آر یم در برابر مرکب به زانو بیفتیم

khodai

عااااااااالیست گلم.لاااااااااایک داره[تایید][دست][دست][گل]

مجتبی

سلام....... وبلاگ زیبایی داری همچنین سلیقه خوبی موفق باشید منتظرتون هستم

khodai

زندگی یک پژواک است هر چه می فرستید باز میگردد هر چه می دهید می گیرید هر چه دیگران دارند در شما وجود دارد پس همیشه خوبی کنید.[گل][قلب]

علی

هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید اما در آسمان مه آلود آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید ای پیر زنده دل از گذشت عمر افسرده مشو هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است از دلت بیرون نرفته است

علی

هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید اما در آسمان مه آلود آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید ای پیر زنده دل از گذشت عمر افسرده مشو هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است از دلت بیرون نرفته است